هشدارهای اقتصادی چهار ماهه نخست سینما؛
اختصاصی| رشد تورمی یا فرسایش تقاضا/ ایران به دنبال قصه اصیل، هالیوود دنباله های میلیاردی!
در حالی که ارقام فروش گیشه سینمای ایران در چهار ماه نخست ۱۴۰۴ با رشدی اسمی نویدبخش رونق به نظر میرسد، واقعیت تلخ کاهش ۲۵ درصدی مخاطبان، از ۵.۶ میلیون به ۴.۱ میلیون نفر در بهار، تصویری دوگانه از صنعت ترسیم میکند؛ توهم رشد تورمی پشت افزایش قیمت بلیت پنهان شده است، روز سینما در مرداد ۱۴۰۴، نه جشن پیروزیهای مقطعی، که فراخوانی برای بازسازی ساختاری است؛ جایی که بدون مدیریت کیفیت محتوا و تقویم اکران هوشمند، فرار مخاطب و نوسانات فرساینده، آینده سالنها را تهدید میکند.
به گزارش میار، در آستانه روز سینما در مردادماه ۱۴۰۴، فرصتی برای یک ارزیابی اقتصادی دقیق و بیپرده از وضعیت این صنعت فراهم میآید. عملکرد سینمای ایران در چهار ماه نخست سال جاری (فروردین تا تیر)، تصویری متناقض و دوگانه از امیدهای مقطعی و هشدارهای ساختاری ارائه میدهد. از یک سو، ارقام فروش اسمی حاکی از رشد جزئی هستند اما از سوی دیگر، شاخصهای حیاتی مانند تعداد مخاطب، بحرانی عمیق را نشان میدهند. این دوره، که با هیجان اکرانهای نوروزی آغاز شد، نهتنها چالشهای اقتصادی مزمن را آشکار ساخت، بلکه تغییرات قابل توجهی در سلیقه و ترجیحات مخاطب ایرانی را نیز به نمایش گذاشت.
تضاد آماری؛ پدیده رشد تورمی
فروش کل گیشه در چهار ماه نخست ۱۴۰۴ حدوداً 650 میلیارد تومان تخمین زده میشود که حاکی از یک رشد اسمی تقریباً ۱۵ درصدی نسبت به مدت مشابه در سال ۱۴۰۳ است. با این حال، این رشد ریالی به هیچ وجه نشاندهنده رونق واقعی یا افزایش سودآوری پایدار برای کل صنعت نیست و در واقع یک "توهم رشد" است.
بحران مخاطب و کشسانی قیمت: مهمترین عامل برای اثبات این تضاد، آمار مخاطبان است. دادههای رسمی نشان میدهند که در دو ماه ابتدایی سال (فروردین و اردیبهشت)، تعداد تماشاگران سینما در مقایسه با دوره مشابه سال ۱۴۰۳ با کاهشی فاحش و بحرانی معادل ۱.۴ میلیون نفر (حدوداً ۲۵ درصد) مواجه شده است. در حالی که در فروردین و اردیبهشت سال گذشته ۵ میلیون و ۶۶۰ هزار نفر به سینما رفتند، این رقم در سال ۱۴۰۴ به ۴ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر سقوط کرد. در مجموع چهار ماه، تعداد مخاطبان حدود 7 میلیون نفر تخمین زده میشود که همچنان کمتر از پیشبینیهای اولیه است.
ریشهیابی رشد ریالی در مقابل افت حجمی: دلیل اصلی این رشد اسمی در کنار سقوط مخاطب، افزایش نرخ بلیت سینما است. میانگین قیمت بلیت در سال ۱۴۰۴، با سقف ۱۱۰ هزار تومان برای پردیسهای مدرن و اعمال قیمتهای شناور، به طور متوسط معادل ۸۵ هزار تومان در نظر گرفته شد. این افزایش قیمت، عامل اصلی تورمزدایی شده در ارقام ریالی است. تحلیل شرایط اقتصادی حاکی از آن است که تقاضا برای مصرف فرهنگی، بهویژه سینما، دارای کشسان بالایی نسبت به قیمت است. به عبارت دیگر، هرگونه افزایش قیمت منجر به خروج بخش بزرگی از مخاطبان با درآمد ثابت میشود. این فرار مخاطب، ثبات بازار را تهدید میکند و نشان میدهد سینما در عمل توانایی جذب مخاطب خود را در قیمتهای جدید اثبات نکرده است.
آناتومی اقتصادی گیشه (فروردین تا تیر ۱۴۰۴)
تحلیل آماری دقیق فصلی
چهار ماه نخست سال ۱۴۰۴ دورهای از نوسانات شدید هفتگی بود که الگوی متمرکز و آسیبپذیر بازار را آشکار کرد.
فروردین: فروردین ماه با اکرانهای نوروزی داغ شد و با وجود تعطیلی سه روز نخست سال و همزمانی با پخش سریالهای پرمخاطب، موفق شد با جذب ۲ میلیون و ۳۷۰ هزار نفر مخاطب، مجموعاً ۲۰۱ میلیارد و ۳۸۷ میلیون تومان فروش داشته باشد. این عملکرد حداقل ۱.۵ درصد رشد در تعداد مخاطب را نسبت به فروردین ۱۴۰۳ ثبت کرد.
اردبیهشت و خرداد: پس از پایان موج نوروزی، در اردیبهشت و خرداد شاهد کاهش قابل توجه فروش ماهانه بودیم (حدود ۸۰ تا ۱۰۰ میلیارد تومان). الگوی غالب، نوسان هفتگی شدید بود که در فاصلههای بین عرضههای جدید، افت فروش تا ۴۰ درصد رخ داد. این امر ثابت میکند که گیشه وابسته به "شوک عرضه" است و بدون وجود مکانیزمهای حفظ مخاطب، تقاضا به سرعت فرسایش مییابد.
تیرماه: تیرماه با موفقیت عناوین جدید، بهویژه در ژانر اجتماعی، تغییر جهت نشان داد و تا حدی بازار را از رکود خارج کرد.
شاخصهای کلیدی عملکرد
تمرکز فروش، یکی از مهمترین آسیبهای ساختاری در اقتصاد سینما طی این دوره بود. آمارها نشان میدهند که حدود ۷۰ درصد از کل درآمد گیشه به ۵ فیلم برتر اختصاص یافت. این تمرکزگرایی شدید حاکی از بحران "دم بلند" در سینمای ایران است؛ جایی که بخش عظیمی از عناوین کمتر از ۵ میلیارد تومان فروش داشتند. این وضعیت نشاندهنده آن است که توزیع منابع و سالنها میان فیلمها بهشدت نابرابر است و صنعت تنها با اتکا به چند عنوان موفق، خود را سرپا نگه داشتهاست.
تمرکز جغرافیایی و آسیبپذیری ساختاری
تحلیل دادههای فروش آنلاین نابرابری در توزیع جغرافیایی سینما را تأیید میکند. استان تهران همچنان بر صدر جدول فروش تکیه زده است. پس از تهران، استانهای خراسان رضوی، اصفهان، فارس و قم در رتبههای بعدی قرار دارند.
این سهم عظیم تهران، نشان میدهد سینمای ایران هنوز یک صنعت ملی با توزیع عادلانه فرصتها نیست، بلکه صنعتی متمرکز بر زیرساختهای مدرن چند کلانشهر است. پردیسهای سینمایی «ایرانمال»، «کورش» و «آزادی» پرفروشترین پردیسها در نیمه اول سال بودند. این تمرکز باعث میشود که صنعت سینما در برابر هرگونه شوک اجتماعی یا سیاسی در پایتخت بسیار آسیبپذیر باشد و ضرورت دارد سیاستهای تشویقی (یارانههای ساخت سالن) به شاخصهای پر شدن صندلی و نه صرفاً تعداد سالنها در مناطق کمبرخوردار گره بخورد.
تحلیل ژانری؛ از خستگی ستاره تا عطش قصه
عملکرد کمدیهای تجاری و خستگی ستاره
کمدیها همچنان در فروردین ماه نقش پادشاه گیشه را ایفا کردند اما این پادشاهی با افت شدید کیفیت و بازده نزولی مواجه شد. عدم نوآوری در فیلمنامه و تکرار تیپهای کمدی، فاصله مشهودی بین تولید و توقعات بازار ایجاد کرد. وضعیت بازیگرانی مانند پژمان جمشیدی که در این سال چندین فیلم همزمان روی پرده دارند، نشاندهنده ضعف ساختاری صنعت در پرورش بازیگران جدید و تنوع محتوا است. این امر منجر به «خستگی ستاره» شد، بهطوریکه مخاطب، به اذعان کارشناسان، دیگر "چک سفید امضا" به کمدینهای تکراری نمیدهد. در نتیجه، سهم کمدیها از ۶۰ درصد فروش بهاری به ۴۵ درصد در تیرماه کاهش یافته است.
احیای درامهای اجتماعی و "انقلاب پیرپسر"
موفقیت درامهای اجتماعی و مسئلهمحور، مهمترین سیگنال کیفی گیشه ۱۴۰۴ بود. فیلم «پیرپسر» به کارگردانی اکتای براهنی، یک نقطه عطف محسوب میشود. این فیلم، که بر درگیریهای خانوادگی، فقر و خشونت معاصر تمرکز دارد، در تیرماه فراتر از انتظار ظاهر شد.
قدرت روایت اصیل: «پیرپسر» در نخستین ماه تابستان، با جذب بیش از ۴۷ درصد از کل تماشاگران ماه، رکورد فروش ماهانه را به خود اختصاص داد. فروش این فیلم تا پایان تیرماه به ۱۰۶ میلیارد تومان رسید. این موفقیت نه به دلیل کمپینهای پرهزینه، بلکه به دلیل قصه اصیل، جسورانه و دهانبهدهان شدن نقدهای مثبت به دست آمد. این روند نشان میدهد که تقاضای سرکوبشدهای برای «روایتهای تلخ اما واقعی» و فیلمهایی با شخصیتپردازیهای عمیق (مانند بازی پخته حامد بهداد و حسن پورشیرازی) وجود دارد که مخاطب بزرگسال را به سالنها بازگردانده است. افزایش سهم ژانر اجتماعی از گیشه تیرماه به ۳۵ درصد، این تغییر ذائقه و عطش مخاطب برای قصههای ریشهدار را تأیید میکند.
زیرساختها، بازاریابی و چشمانداز جهانی
اهمیت زیرساخت دیجیتال و نفوذ پلتفرمها
فروش آنلاین بلیت سینما یکی از بخشهای رو به رشد صنعت است. این سلطه فروش آنلاین، فرصتی طلایی برای سیاستگذاران و پخشکنندگان فراهم میکند تا بازاریابی را از حالت سنتی خارج کند و به سمت رویکردی دادهمحور سوق دهد. در حال حاضر، اثر محسوس کمپینهای هدفمند مشاهده شده است. لذا، سازمان سینمایی و پلتفرمها باید با ایجاد یک داشبورد ملی کمپینها، نرخ تبدیل (از مشاهده تریلر و تبلیغات آنلاین تا خرید بلیت) را اندازهگیری کنند تا بودجه بازاریابی از تبلیغات محیطی پرهزینه به سمت کمپینهای هدفمند آنلاین و قابل اندازهگیری سوق یابد.
سینمای ایران در مقیاس جهانی
گیشه جهانی تا پایان جولای ۲۰۲۵ با رشد ۷ درصدی نسبت به سال قبل، مجموعاً به ۱۹.۸ میلیارد دلار رسیده است. این رشد عمدتاً ناشی از اکران دنبالههای فرانچایزهای بزرگ و پرهزینه است که درآمدهای میلیاردی کسب کردهاند (مانند Lilo & Stitch و A Minecraft Movie).
مقایسه این روند با سینمای ایران، تفاوت استراتژیها را آشکار میکند؛ در حالی که بازار جهانی ثبات خود را در تولیدات زنجیرهای بزرگ و پرهزینه جستجو میکند، سینمای ایران به دلیل محدودیتهای بودجهای، باید ثبات خود را در جستجوی کیفیت قصههای اصیل اجتماعی بیابد. سیاستگذاری حمایتی در ایران باید به جای سرمایهگذاری بر پروژههای بزرگ بیبازده، بر حمایت از توسعه قوی فیلمنامهها در ژانرهای متنوع متمرکز شود تا جاذبه محتوایی برای مخاطب افزایش یابد.
نقشه راه استراتژیک؛ از روز سینما تا ثبات اقتصادی
با توجه به سیگنالهای دریافتی از گیشه چهار ماه نخست ۱۴۰۴، راهکار تبدیل رشد اسمی به رشد پایدار در گرو دو اقدام اساسی است؛ مدیریت کیفیت محتوا و اصلاح ساختار اکران.
پیشنهادات سیاستی برای شورای اکران و سازمان سینمایی
الف) تقویمگذاری هوشمند و خوشهبندی ژانری: برای مقابله با نوسان شدید هفتگی فروش و جلوگیری از خلأ محتوایی در میانههای فصل، برنامهریزی خوشهای اکران ضروری است. این مدل تضمین میکند که در هر پنجره اکران، ترکیبی متوازن از حداقل سه ژانر متنوع (مثلاً یک کمدی با ایده تازه، یک اجتماعی مسئلهمحور و یک خانوادگی) عرضه شود. علاوه بر این، باید پنجرههای حمایتی ویژه برای آثار اجتماعی، از جمله تخفیف سالنی ۲۰ درصدی برای جذب گفتگوهای فرهنگی، ایجاد شود.
ب) مدیریت حمایت مشروط و کیفیتمحور: حمایتهای دولتی (یارانه سالن، تبلیغ) باید به شاخصهای عینی کیفیت گره بخورد تا از تولید کمدیهای ضعیف که منجر به فرسایش تقاضا میشود، جلوگیری شود. لازم است این حمایتها مشروط به ارزیابی کارشناسی فیلمنامه باشد. گزارشدهی شفاف هفتگی گیشه باید عمومی شود تا رقابت سالم و مبتنی بر کیفیت در بازار ایجاد شود.
استراتژی تولید و محتوا (تهیهکنندگان و سینماگران)
الف) بازگشت به قصههای ریشهدار معاصر: موفقیت «پیرپسر» نشان داد که سرمایهگذاری بر درامهای اجتماعی با تعارضهای ملموس و شخصیتپردازی دقیق، مخاطب را نگه میدارد. سینماگران باید حداقل ۳۰ درصد از بودجه تولید را به فاز توسعه فیلمنامه و پیشتولید قوی اختصاص دهند تا داستانها عمق لازم برای جلب مخاطب بزرگسال را پیدا کنند.
ب) نوآوری در ژانر کمدی: کمدی باید از تکرار تیپها فاصله بگیرد و بر ایده مرکزی تازه متمرکز شود. کستینگ باید با ترکیب ستارههای جوان و باتجربه، نو شود و آزمایش پیشنمایش برای تنظیم ریتم و شوخیها با حساسیتهای امروز مخاطب ضروری است.
ج) مدیریت ستاره و چرخه تکرار: تهیهکنندگان باید از بکارگیری مکرر یک ستاره در چندین فیلم همزمان پرهیز کنند، زیرا این امر باعث کاهش جاذبه ستاره و در نهایت آسیب به فروش کل ژانر میشود.
از جشن سینما تا بازسازی صنعت
چهار ماه نخست امسال، با وجود ثبت فروش اسمی 650 میلیارد تومانی، فاز هشدار را در تاریخ اقتصاد سینمای ایران فعال کرد. رشد ریالی، بحران واقعی کاهش حجم مخاطب را پنهان کرده است. کاهش ۱.۴ میلیون نفری مخاطبان در دو ماه ابتدایی سال و نوسانات شدید هفتگی، نشان داد که اتکا به افزایش قیمت بلیت و تکرار فرمولهای فرسوده، نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه تقاضا را فرسایش میدهد و این در حالی است که بازار سینمای ایران ثابت کرد که دیگر پذیرای کپیهای بیجرأت نیست، بلکه بهشدت حساس به کیفیت، اصالت و جسارت روایی است.
روز سینما، تنها جشن پیروزیهای مقطعی نیست، بلکه فراخوانی برای بازنگری استراتژیک و بازسازی صنعت است. اگر سیاستگذاران و سینماگران بتوانند از این سیگنالها در جهت تقویمگذاری هوشمند، حمایت مشروط بر کیفیت محتوا و بازاریابی دادهمحور استفاده کنند، میتوان گیشه را از نوسانات فرساینده به مسیر رشد پایدار هدایت کرد. هدف نهایی، نه فقط عبور از مرز ۱۰۰۰ میلیارد تومان فروش سالانه، بلکه مهمتر از آن، بازگرداندن حداقل ۷ میلیون مخاطب به سالنها تا پایان سال است. نادیده گرفتن بحران مخاطب و اتکا به رشد تورمی، آینده سینمای ایران را به شدت تهدید خواهد کرد.

